چيزي را دوست دارند ،چه كار مي خواهند بكنند در روانشناسي مبحثي وجود دارد به نام ادراك ميان فردي كه به نحوه قضاوت افراد و برداشت آنان ازسايرين مي پردازد .آگاهي از چگونگي مراحل اين قضاوتها وبرداشتها مبحث بسيار شيريني است كه بسياري ازروانشناسان را مشغول ساخته است. كتاب حاضر به بررسي اعظم نتايج تحقيقاتي كه دراين زمينه صورت گرفته، مي پردازد.

ما همواره درحال قضاوت نسبت به اعمال و رفتارهاي سايرين هستيم : اينكه چه و علت رفتار آنها چيست. شايد مردي را كه به سرعت ازبرابرمان عبور مي كند شخص بي ادبي بدانيم،باديدن يك زن جوان در جلسه شغلي او را بسيار بلند پرواز تصور كنيم ،ويا فكر كنيم كه فلان كودك در كلاس درس بسيار خلاق است. اين برداشتها دربسياري از موارد داراي تاثيرات مستقيم و عملي بر هر دو طرف ،قضاوت كننده وقضاوت شونده ، مي باشد.

كريستوفرايشروود جمله معروفي دارد بدين مضمون :من يك دوربين هستم . با كمي تفكر مي توان دريافت كه ما نه فقط يك ضبط كننده ساده وقايع واطلاعات همچون دوريبن يا ضبط صوت ،بلكه تحليل كننده آنها نيز هستيم .كار ماصرفاً ثبت داده هايي كه به چشم يا گوشمان مي رسد نيست ،ما آنها را ادراك مي كنيم وبه آنها معنا مي دهيم .

اما همواره اين امكان وجوددارد كه درقضاوت خود دچار اشتباه شويم ،براي مثال ممكن است آن دخترعينكي دچار ناراحتي چشم باشد ويا پسرجوان آهنگهاي موتزارت را به موسيقي راك ترجيح دهد.در اينجا سؤالي پيش مي آيد :آيا قادريم به طورصحيح جزئي ترين وظريف ترين حالات ورفتارهاي اشخاص را تفسيركنيم ،يااينكه برداشتهاي ما غالباً نادرست است؟

ادراك ميان فردي به قضاوت مااز منش افرادميپردازد ،يعني تجزيه وتحليل خصوصيات وطبيعت آنهابايد توجه داشت كه اين برداشتها تنها يك عقيده ساده نيستند ،بلكه به واسطه آنهاست كه علت رفتار وكردار ديگران را تبيين مي كنيم. وانگهي اين قضاوتها، نوعي انتظار ازرفتار  شخص مورد نظر را به همراه دارد :ما توقع داريم كه يك خانم مهربان همواره همين رفتار ملاطفت آميز خودرا داشته باشد.

همچنان كه در كتاب خواهيم ديد، آيا انتظارات ما ازاشخاص برنگرش آنها مؤثر است.

يك تصادف رادر نظر بگيريد ،چنانچه شخصي كه تصادف كرده پسرجواني بااتومبيل اسپرت باشد، به احتمال زياد بيننده علت تصادف او را سرعت بالاي او در رانندگي مي داند و وي رامقصر مي پندارد،هرچندكه به درستي ازسرعت واقعي اواطلاع ندارد.در

عامل نخست،اينجا استنباط بيننده برمبناي يك عقيده رايج شكل گرفته،مبني براينكه جوانان هنگام رانندگي باسرعت زياد حركت مي كنند. لذا فرضيات ما در مورد اشخاص مي تواند موجب بازسازي وقايع ذهن ماشود. ازاين رو آگاهي ازتصوراتي كه راجع به آنها داريم، نحوه گروهبندي آنها به طبقات مختلف همچون جوانان وسالخوردگان ، وتوقعات خاصي كه ازهر گروه داريم ،بسيار حائزاهميت است.

  1. هنگامي كه فردي (قضاوت كننده ) اطلاعاتي رادر مورد فرد ديگر ( قضاوت شونده ) دريافت مي كند، عواملي وجوددارد كه قضاوت اورا تحت تاثير قرار مي دهد:داده هايي است كه درمورد قضاوت شونده ارائه مي شود،همچون خصوصيات ظاهري او كه شامل طرز لباس پوشيدن،مدل مو،قيافه وساير اطلاعات غير كلامي است. دريافت اطلاعات مزبور لزوما مشروط به حضور قضاوت شونده نيست و ممكن است درغياب او غالب مجموعه اي ازعبارات توصيفي اززبان شخص ثالث ارائه گردد.
  2. عامل دوم،نحوه واكنش قضاوت كننده نسبت به داده هاي دريافتي است. شايداو نسبت به قضاوت شونده بي تفاوت باشد ويا بالعكس،ممكن است بخواهد اورا با دقت مورد بررسي قرار دهد. انتظارات وعقايد كلي وي درمورد اشخاص نيز برنحوه برداشت اوتاثير گذار است. امكان دارد كه بعضي از عقايد به صورت كليشه اي درذهن او جا افتاده باشد،مانند اين عقيده كه متصدي كتايخانه فرد ساكتي است و همواره احساس مسؤليت مي كند. همچنين شايد عقايد مزبور به صورت نوعي باور خاص ميان مردم وجودداشته باشد، مثلاً اينكه اشخاص بلند قد قابل اعتماد نيستند. دراين ميان، نحوه ارزيابي قضاوت كننده ازافراد وقايع ،نقش عمده اي ايفا مي كند.
  3. عامل سوم ،نوع ارتباط ميان طرفين است. فرض كنيد كه شخصي دزدكي پشت سرتان مي آيد وبادست به پشت شما ضربه مي زند.اگر اودوستتان باشد ،برداشت شما نسبت به وي به زماني كه يك غريبه اين كاررا انجام دهد،متفاوت است. انواع مختلف ارتباط نظير پزشك وبيمار ،كارفرما وكارمند يازن وشوهر ،هريك فرضيات، انتظارات وتفسيرهاي خود را مي طلبدكه همگي برچگونگي ارزيابي اطلاعات از سوي قضاوت كننده تاثير مي گذارد .رفتار خودماني بين دو دوست يادختر وپسري كه باهم نامزد هستند،اگر بين پزشك وبيمارش صورت گيرد بسيار عجيب و غير عادي مي نمايد وچنان چه همان رفتار بين دوكارمند انجام شود،چه بسا صورت مزاحمت به خود گيرد.
  4. عامل ديگركه اهميت بسيار بالايي دارد،بافت اجتماع ومحيط است. براي مثال ، استنباط مااز شخصي كه درحال حمام كردن است وباصداي بلند آواز بخواند با كسي كه همان عمل را دركتابخانه يامراسم عزاداري انجام دهد،كاملاً فرق مي كند. اگريك پزشك درمطب خود درمورد جزئيات پرونده پزشكي يكي ازبيمارانش صحبت كند،هيچ كس تعجب نمي كند،اما كسي انتظارندارد كه اوهمين كار رادر خيابان شلوغ وپر رفت آمد انجام دهد.
  5. درآخر،مسئله جايگاه فرهنگي مطرح مي شود. براي مثال ،اعراب هنگام گفتگو احساس نزديكي بيشتري نسبت به هم دارند تاآمريكايي ها. بنابراين چنانچه يك عرب بايك آمريكايي به صحبت بنشيند ،ممكن است تصور كند كه طرف مقابلش فردي است سرد وآمريكايي نيز به همان ترتيب اورا بيش از حد خودماني تلقي مي كند.

بنابراين چگونگي نگرش مانسبت به مردم باتوجه به اطلاعاتي كه از آنان در اختيار داريم، به عوامل ذكرشده بستگي دارد. دركتاب حاضر ،هرفصل جنبه خاصي ازادراك ميان فردي رامورد توجه قرار مي دهد وتحقيقات روانشناسي مربوط به آن را تشريح و بررسي مي كند. همچنان كه پيش مي رويم،تدريجاً ازاطلاعات مربوط به قضاوت شونده ،به عوامل مرتبط باقضاوت كننده ،نحوهء پيدايش استنباطها ،انتظارات و تاثير آنها برقضاوت وي وسرانجام ارزيابي كلي مراحلي كه قضاوت كننده طي يك برداشت مي گذراند، مي رسيم.

هرفصل باذكر مثالي ازشركت كوچك فرضي ام.تي.ديزاين.كه درپي استخدام يك طراح جديد است آغاز مي شود وبه تدريج مراحل مختلف گزينش تاانتخاب شايسته ترين متقاضي مورد بررسي قرار مي گيرد. لازم به تذكر است كه اين مثال نه به عنوان الگويي براي نحوهء انتخاب بلكه همچون نمونه اي ازكاربرد عملي ادراك ميان فردي درنظر گرفته شده است.