زندگي مجردي ، موقعيتي برگشت پذير است و يكي از امتيازاتش همين است ! مي توان مجرد زندگي كرد بعد تصميم به ازدواج گرفت جدا شد ، تنها زندگي كرد ، دوباره ازدواج كرد ، پس از مرگ همسر دوباره تنها زندگي كرد و …

به طور كلي كساني كه تنها زندگي مي كنند نسبت به كساني كه زندگي مشترك دارند آزادي و استقلال عمل بيشتري دارن . تنها زندگي كردن به معناي منزوي شدن نيست و مجردها اجناس بنجل نيستند . در شهرهاي بزرگ صنعتي ، خدماتي كه به مجردها داده مي شود روز به روز در حال افزايش است : وجود خانه هاي كوچك ، رستورانها ، كافه ها ، دور هم جمع شدنها ، مسافرتها و غيره مثلاً مي توان به اكثر رستورانها تنها رفت و غذا خورد ، اما براي پذيرايي از خانواده ها ، رستورانها ، بايد جايگاه جداگانه اي داشته باشند. مي توان مجرد شد و در انواع فعاليتهاي ورزشي و فرهنگي شركت كرد اما متاهل شدن محدوديتهايي به همراه دارد به نظر مي رسد كه زنان مجرد نسبت به زنان متاهل دشواريهايي هيجاني كمتري احساس مي كنند ( لطف آبادي – 1379 ) .

درست است كه زندگي مجردي آزادي و استقلال عمل به همراه دارد اما اين خطر را دارد كه با احساس تنهايي شديد همراه باشد . براي برخي مردم عدم تداوم روابط عاشقانه كاري بس دشوار و گاهي غير قابل تحمل است برخي نيازهاي عاطفي ، جنسي يا رواني مثلاً تمايل به داشتن فرزند ممكن است براي برخي مردم واقعاً حياتي باشد معلوم شده است گروهي هستند كه از سلامت كامل برخوردار نيستند و گروهي كه خود را شاد و سر حال نشان نمي دهند ، مرداني هستند كه تنها زندگي مي كنند ( لطف آبادي – 1379 ) .

انسانها همچنان براي روابط زن و شوهري ارزش قايل هستند مخصوصاً به اين دليل كه مي توانند محبوبيت ، توجه وپذيرش احساس كنند در موقعيتهاي استرس آور حمايت شوند و نيازهاي جنسي خود را بدون اضطراب و بدون شكل بر طرف كنند . بنابراين تعداد زيادي از بزرگسال به اين اميد تن به ازدواج مي دهند . كه برخي نيازها يا حتي همه آنها را به كمك فردي ديگر ارضا كنند .

به عقيده اريكسون براي برقراري رابطه سالم زن و شوهر بايد بحران هويت را حل كنند . همچنين آنها را بايد برخي تواناييهاي ايجاد ارتباط را به نحو احسن به دست آورند جون رايت[1] براي نيل به اين هدف راهبردهايي پيشنهاد مي كنند.  به نظر او اصولاً دو سري مهارت سازگاري وجود دارد كه بقاي زندگي مشترك را ممكن مي سازد و بايد كثيف شود . اولين سري آنها عبارت است از تشديد احساس عاشقانه از طريق ارتباط ، بيان عشق از طريق كلام و نشان دادن توان جنسي از راه عمل .

اولين سري عبارت است از راهبردهايي كه از تخريب زندگي مشترك بر اثر ناكاميها و تعارضهاي روزمره جلوگيري مي كند . حل مسائل هماهنگي ، برخورد صادقانه ، تقسيم فعاليتها و داشتن نگرش سازنده درباره استقلال و مخصوصاً درباره نيازهاي جنسي ( گرانمايه – 1380 )

[1] – john wright